X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
کلبه ای از جنس محبت
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1384
چقدر دوستم داری , چقدر دوستت دارم

از روزی که پای تو تو زندگیم باز شده و نگاهم تو نگاهت گره خورده , لحظه ای آروم نگرفتم

تو تنهایی, تو جمع, تو خواب و بیداری, در خوشی و ناخوشی, در لحظه های سخت و شیرین زندگی ام تو رو یافتم

نمیدونم تو کی هستی و از کجایی

فقط میدونم که تو در اوج مهربونی, متانت و عطوفت و در بالاترین نقطه انسانیتی

مهربونم !

نمیدونم توی چشمونت چی بود که تو اولین دیدار منو شیفته خودش کرد

مهرت اون چنان توی دلم خونه کرد که لحظه ای دوری ات برام خیلی سخت و غیر قابل تحمله و لحظات با تو بودن زیباترین لحظات عمرم

یگانه معشوقم !

توی دریای پرتلاطم ذهنم, دربلوای عاشقانه جونم و در اعماق وجودم, چشمون نافذ تو رو یافتم و بی دریغ اونارو ستودم

عکس چشمون خوشگلت رو در میونه قلبم حک کردم تا هرگز از یاد نره

شیرینی خنده هات, زیبایی صدات و گیرایی کلامت, همه و همه رو در شفاف ترین نقطه دلم به یادگار گذاشتم تا گذشت زمون هم نتونه مهرت رو از دلم بیرون کنه

اگه بگم که در تمام خلوتهام و تنهایی هام با یاد تو و خاطرات تو سپری می کنم بدون که اغراق نیست

تو برام آفتاب یقینی, بهار رویایی, تو فصل رویش عشقی

من بودن رو, تنهایی رو و همه و همه را با تو میخوام

می ترسم که روزی برق نگات آرزوهامو به شعله بکشه و نباشی تا سوختنم رو نظاره کنی

من به خاطر تو از تمام رویاهای سبز و سپیدم چشم پوشیدم , چون تو همه چیزو همه زندگی منی

میدونم که روزی به تو میرسم , مگه اینکه تو نخوای و ...

دست قهار زندگی پیوندهای جاودانه رو از هم می پاشونه و این تنها خاطره ایست شیرین و دلچسب که در رویاها باقی می مونه

پس بیا پایه های عشق و دوستی رو اونچنان مستحکم کنیم که طوفانهای سهمگین حوادث هم قادر به گسستن اون نباشند

بدون که خیلی خیلی دوستت دارم


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 58609


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها