X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
کلبه ای از جنس محبت
  
 
 
آرشیو
 
یکشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1384
بـد شانـسی مـن

یکی را دوست می دارم
ولی افسوس او هرگز نمی داند
نگاهش می کنم شاید
بخواند از نگاه من
که او را دوست می دارم
ولی افسوس
او هرگز
نگاهم را نمی خواند
.........................

روزگاران بگذرند. انسانها بروند و هیچ چیز به جای نماند
وقت ها بگذرند و آدمها بمیرند و اشیا کهنه شوند
زندگی گم شدن در پرده ابهام است
ابهامی بیهوده و مزحک
و تو ای زمین طاقت بیار
چرا که روزگاران بگذرند. انسانها بمیرند و هیچ چیز به جای نماند
حتی عشق. خدا. روح. انسان و بعد تو
اول عشق را کشتند. بعد خدا از داغ عشق دق کرد و مرد
روح به دنبال خدا مفقود شد و انسانهای بی روح همدیگر را خواهند کشت
و اینک تو ماندی و کوله باری که بر دوش داری
و اینک تو ماندی
بمان. شاید در تو عشقی پدید آید
و خداوندگاری با آن
و روح ها به دنبال آن و موجودات با روح پدید آیند
نیک بختی تو همان لحظه است
پس بمان منتظر برای هیچ
... بمان


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 58609


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها