X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
کلبه ای از جنس محبت
  
 
 
آرشیو
 
یکشنبه 8 آذر‌ماه سال 1383
چقدر دوستم داری , چه قدر دوستت دارم


این روزها تو را در چشم های زیادی می بینم. نشسته ای توی دل چشم آدمهای دور و برم
 و هر وقت نگاهت می کنم به رویم لبخند می زنی. انگار صدایم می کنی
تا بیایم پیشت. شاید هم می خواهی به یادم بیاوری که
 توی دل من هم جا هست , جا می تواند باشد , برای آمدن تو , برای حضور تو , شاید هم
... می خواهی بگویی که دل تو هم برای من تنگ می شود. شاید
این روزها و این شب ها
هر چه جلوتر می روم , بیشتر دلم برای تو تنگ می شود
 بیشتر دلم می خواهد
 تو را تماشا کنم , تو را صدا بزنم , کنار تو بنشینم , با تو حرف بزنم و
به حرفهایت گوش کنم. دلم می خواهد با تو تنها باشم , دور از چشم همه. و دیگر اصلاً برایم مهم  .نیست که دیگران درباره ما چه فکر می کنند
 شاید فقط دلم می خواهد باز هم ترا دوست داشته باشم
شاید فقط می خواهم باز با هم دوست باشیم
 ... شاید فقط می خواهم باز هم مرا دوست داشته باشی , شاید  
این لحظه ها شاید ماندنی ترین لحظه های عمر من باشند. عمراً اگر کسی بتواند لذتی مثل لذت این لحظه ها را به من بچشاند  
عمراً اگر کسی بتواند این لحظه ها را از خاطرم ببرد. امشب تو صدایم زدی. امشب به حرف های دلم جواب دادی. امشب به من نشان دادی که
چقدر دوستم داری , چقدر دوستم داری , چقدر دوستم داری ... و حالا فقط می خواهم این لحظه ها تا ابد تکثیر شوند و بی خیال همه آنهایی هم
.که جور دیگری درباره ما فکر می کنند
: وقتی فقط من و تو هستیم  , هزار بار به تو بگویم 
 ...!!! خدایا دوستت دارم , خدایا


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 58600


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها