X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
کلبه ای از جنس محبت
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 18 بهمن‌ماه سال 1382


نمی دونم چرا قلم هم تو دستام یارای نوشتن نداره. نمی دونم چرا نمیتونم بنویسم. خیلی با خودم کلنجار رفتم تا از این حال بیرون بیام اما نشد. دلم میخواد فقط بشنوم. دوست دارم تو یه اتاق خلوت تنهای تنها کتابچه ای از تو تو دستم باشه و تنها از تو بخونم. نوشته های تو رو ببینم و با تمام وجود خودم رو غرق در نوشته هایت کنم..... پس از تو خواهش می کنم شکسته قلبی که در دنیای پر از فریب و نابرابری ها در انتظار دیدن بی همتا ترین نوشته دنیا بی تابی میکنه. دوست دارم ببینم نوشته ای را که با جوهر وجود عسل نگاشته بشه و در کندوی دلی آزرده با موم عشق هم بیامیزمش و برای ابد در رگهای وجودم جاری کنم و تا زنده باشم از شهد شیرینش کامیاب بشم.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 58602


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها